تبليغاتX
نوشته های آبکی برای آدمای غیر آبکی

نوشته های آبکی برای آدمای غیر آبکی

یکی از محاسن دولت احمد نژاد افزایش اطلاعات مردم درباره کشورهای گمنام است.مثلا خود من تا دیروز نمی دونستم کومور کجای دنیاست ولی بعد از ورود رئیس جمهور این کشور به ایران به منظور تحکیم روابط، فهمیدم کومور کشوری کوچک در جنوب شرقی آفریقاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 8:13  توسط احسان  | 

کارگزاران ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ تقی رحمانی: در سرزمین سلطان‌ها و ژنرال‌ها، انسان ماندن بسیار سخت است. در قلمرو سلطان و ژنرال فرهنگ خاصی موج می‌زند، تملق، مبالغه، اغراق، دروغ، چاپلوسی و نفاق که در قلمرو انسانی این ویژگی‌ها مذموم است. افشین قطبی در قلمرو ورزش ایران كه نمونه‌ای مبالغه شده از جامعه ماست، بیش از یك فصل دوام نیاورد؛ انگار آمده بود كه یك الگوی دیگری را عرضه كند و برود، چون كسی را پذیرای این الگو و مدل نیافت. نگارنده هیچ‌وقت به پرسپولیس و بعد پیروزی و باز پرسپولیس علاقه‌ای نداشته‌‌است. از نوجوانی طرفدار تاج بودم. از وقتی تاج، استقلال شد، نیم علاقه‌ای به این تیم دارم، اما از زمانی كه قطبی مربی پرسپولیس شد فقط طرفدار پرسپولیس بودم. مربی‌ای كه شكست را به گردن داور نمی‌انداخت، به تیم حریف تبریك می‌گفت، ضعف تیم خود را می‌پذیرفت به تماشاگر احترام انتقادآمیز داشت. وعده قهرمانی داد و آن را به‌رغم عبور از مشكلات و سختی‌ها، محقق كرد. به بازیكن باج نمی‌داد و در عین حال به شخصیت بازیكن ارج می‌نهاد. اما آنچه برایم جالب‌تر بود رفتار وی در هنگام ترك باشگاه بود. او پرسپولیس را متعلق به كسانی می‌دانست كه به تعبیر او با یك «یاعلی» می‌خواهند همه‌چیز را درست كنند. وی فهمیده بود كه توان تصفیه كردن آنها را ندارد پس خود را كنار كشید منتها با یك پرونده كامیاب پیروزی كه قهرمانی در لیگ برتر بود. قطبی از حاشیه وحشتناك ورزش فوتبال ایران نالید. وی به صراحت خود را بهتر از دایی برای رهبری تیم‌ملی می‌دانست. اما بعد از منتفی شدن مربیگری تیم‌ملی برای وی، همه‌چیز را فراموش كرد. قطبی رفت، اما نشان داد كه جامعه ورزشی فوتبال ما چقدر به دور از ورزش حرفه‌ای و غرق در حاشیه‌های فرعی است. فوتبالی كه 20 سال است درجا می‌زند، كیفیت فردی افراد را نمی‌تواند به كیفیت تیمی تبدیل كند، به عبارتی از فرهنگ سلطانیسم و ژنرال بازی كیفیت تیم ساخته نیست. سلطانیسم و ژنرال‌بازی همراه با هیاهو حرف اول را در ورزش ما می‌زند. آش آنقدر شور است كه كسی را یارای انكار این وضعیت نیست، اما كسی را نیز توان اصلاح این وضعیت نیست. قطبی باید از ایران می‌رفت، اما اگر می‌خواست در چنین فضایی فعالیت كند، سرنوشت بدی در انتظارش بود؛ خراب می‌شد یا اینكه او را مثل خودشان می‌كردند؛ اینكه هر وقت نتیجه را واگذار كرد، داور مقصر است، اینكه اگر نتیجه نگرفت، دست دیگران در كار است. در چنین شرایطی قطبی تبدیل به یك نماد می‌شود؛ نمادی به این معنا كه جامعه ورزشی ایران برای رسیدن به وضعیت حرفه‌ای، اخلاقی و انسانی، راه درازی دارد، با سلطان‌بازی و ژنرال‌بازی كه از قضای روزگار در جامعه ورزش ما حرف اول را می‌زند و نتیجه می‌گیرد، نمی‌توان ورزش حرفه‌ای و اخلاقی داشت. خصیصه این ورزش حاشیه، جنجال و نوسان پرفرازونشیب است. قطبی را به عنوان یك نماد ارج می‌نهیم.
اما چرا قطبی ما را به یاد مهندس بازرگان می‌اندازد. بازرگان در سقوط سلطانیسم، نخست‌وزیر شد، او می‌پنداشت كه جامعه مملكت‌داری حرفه‌ای بدون جنجال و مقام دولتی با اخلاق می‌طلبد، بی‌تردید بازرگان دارای نقاط ضعف بود، اما آیین ملك‌داری را می‌دانست و می‌پنداشت كه اخلاق دینی، یعنی رعایت اصل دولت ـ ملت مدرن كه جوهر آن بر مردم‌سالاری بود. بازرگان در طول نخست‌وزیری خود به صراحت سخن گفت؛ صراحتی كه گاه به تلخی می‌زد. جوانان را این صراحت خوش نمی‌آمد، اما او به دنبال جمع كردن هوادار نبود و در مقام نخست‌وزیر اجرایی سخن می‌گفت. استعفای بازرگان مهم بود، وی به بهانه دیداری استعفا كرد كه قبل از آنكه دلیل استعفا باشد، علت آن شد، وی به صراحت گفت كه دیدار با مقام آمریكایی حق وی بوده. اما در متن استعفای بازرگان سخنی تلخ اما درست وجود داشت، وی همه مردم ایران را علیه دولت موقت متحد دید در نتیجه استعفا داد. جامعه ایران به دلیل جوی هیجان‌زده، نه صراحت، نه شفافیت، نه دوراندیشی را باور داشت. شور انقلابی توان متوهم شدن دارد، شعور می‌تواند شور انقلابی را كنترل كند. استعفای بازرگان در آن روز تاسف زیادی در جامعه ایجاد نكرد، حتی برخی از یاران قدیم وی به دلیل برخی رفتارهای دولت موقت با وی مخالف بودند. اما این استعفا نشان داد كه جامعه ایران برای مردی كه نمی‌خواست سلطان باشد جایگاهی قائل نیست. او همچون قطبی، كنار كشید، می‌پنداشت كه باید به آنچه قبول دارد درست عمل كند و عمل كرد. حاشیه بازی، فردیت، رفتار جناحی و جنجال‌گری، دشمن رفتار حرفه‌ای در هر رسته است و همچنین نابود كننده اخلاق انسانی می‌باشد. قطبی و بازرگان و دیگران از این دست، نمادهایی هستند كه هم درد آورند هم امیدواركننده؛ دردآورند چون نشان می‌دهند كه جامعه ما از اهداف مطلوب خود دور است و امیدواركننده‌اند، چون معیارند و مصداق هستند، اگرچه اندك‌اند، اما امید است كه افزون شوند. اینان مشعل راه هستند، اما جامعه ما هنوز نقشه راه عمومی برای تكثیر فراوان قطبی‌ها و بازرگان‌ها را ندارد كه امید است به دست آورد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 7:43  توسط احسان  | 

حرفهای احمدی نژاد در مورد فوتبال و تیم ملی از بقیه اظهار نظرهاش خنده دار تره.احمدی نژاد رهنمود های بسیار جالبی هم برای بچه های تیم ملی داشته و برای تیم ملی هدف گذاری هم کرده:" ما بايد در رده‌بندي (جهاني) به زير 18 برسيم".احمدی نژاد که فکر میکنه که اطلاعات فوتبالیش مثله بقیه چیزاش زیاده گفته بچه های خودمون یعنی علی دایی ۲۰۰ بازی ملی انجام داده.

 زماني فكر مي‌كرديم آيا كسي مي‌تواند 100 گل به ثمر برساند و 200 بازي ملي انجام دهد. فكر مي‌كرديم اين دست نيافتني است. اما ديديم كه بچه‌هاي خودمان توانستند اين كار را انجام دهند. تيم ملي فوتبال ايران مي‌تواند قاطعانه به جام جهاني برود. ما در مقدماتي جام جهاني 98 به سختي و با سينه‌خيز به جام جهاني رفتيم. اما در رقابت‌هاي گذشته به راحتي توانستيم اين كار را انجام دهيم.

وي افزود: اگر به مرحله‌ي دوم برويم آنجا كارمان راحت‌تر است، وقتي بازيكنان ايراني روحيه مي‌گيرند، ديگر از اسم‌هاي درشت نمي‌ترسند. ما بايد در رده‌بندي (جهاني) به زير 18 برسيم. دولت و مردم پشتيباني مي‌كنند و ما برايتان دعا مي‌كنيم.

احمدي‌نژاد به روند تمرين تيم ملي اشاره كرد وگفت: در يكي از صحنه‌هاي تمرين ديدم "جباري" كار خوبي انجام داد و در حالي كه مي‌توانست شوت بزند به صادقي پاس داد. اميدوارم شما هميشه موفق و سالم باشيد و پرچم افتخار را براي ايران عزيز برافراشته كنيد. رييس جمهور افزود: يك هديه هم براي بازيكنان تيم ملي پيش‌بيني كرده‌ايم كه ربطي به بازي‌هاي پيش‌رو ندارد، اميدوارم كه با تسلط و هماهنگي به وجود آمده بتوانيد مردم ايران را خوشحال كنيد و بتوانيد هديه‌اي خوب به مردم در آستانه‌ي سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) بدهيد

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:31  توسط احسان  | 

۱.تیم ملی بوسنی با تیم ملی ایران بازی نمیکنه بجاش با زامبیا بازی میکنیم.تا چند وقت پیش بازی با تیم های بزرگ برامون آرزو بود حالا بازی با یک تیم درجه ۳ اروپایی.

 ۲.کشورهای اروپایی حاضر به مذاکره با ما نیستن حتی وزیر امور خارجه روسیه کشور دوست دولت احمدی نژاد هم به سختی میاد تهران ولی رییس جمهور اریتره مییاد با رهبر معظم انقلاب دیدار میکنه تا مشخص بشه سیاست خارجی ایران به بن بست نرسیده و در سطح بین المللی مطرح باشیم.

۳.چهارشنبه که داشتم روزنامه کارگزاران رو نگاه مینداختم این دو تا خبر تو صفحه های روبرو هم اورده شده بودند:

دیدار رئیس‌جمهور اریتره با مقام معظم رهبری

ایران – زامبیا، پنجم خردادماه در ورزشگاه آزادی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:5  توسط احسان  |